الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
241
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
حجت است ، ولى در خصوص ظواهر قرآن اين سيره متبع نيست ، بلكه شارع مقدس نسبت بخصوص قرآن از اين سيره ردع فرموده است . اينك هريك از اين مباحث پنجگانه را جداجدا مطرح مىسازيم : الف . شرط بودن ظن فعلى به وفاق بعضى از علماى اصول فرمودهاند : مناط و معيار در حجيت ظواهر عبارت است از حصول ظن فعلى به مراد متكلم ، يعنى هر كلامى كه بالفعل براى شخص مخاطب كاشفيت ظنيه از مراد متكلم ، داشته باشد آن كلام در حق همان شخص ظاهر است و كل ظاهر حجة و اما هر كلامى كه چنين نباشد فهو ليس به ظاهر بل مجمل و المجمل ليس بحجة ، به عبارت ديگر ، به نظر مرحوم كلباسى قوام ظهور كلام به اين است كه مفيد ظن فعلى به وفاق باشد و افادهء ظن فعلى به وفاق براى مخاطب مقوم ظهور اين ظاهر است و خلاصه ظهور داير مدار افادهء ظن فعلى به وفاق است ( ان كان فكان و ان لم يكن فلم يكن ) . اقول : به گفته مرحوم مظفر ، مقوم ظهور ظواهر حصول ظن فعلى شخص نيست بلكه مقوم ظهور حصول ظن نوعى و شأنى است . بيان ذلك : اما اينكه افادهء ظن فعلى مقوم ظهور نيست براى اينكه از طرفى ظهور از اوصاف لفظ است كه مىگوييم : اللفظ اما ظاهر و اما نص چنانكه حقيقت و مجاز اشتراك و نقل و . . . نيز از اوصاف لفظ است اللفظ اما منقول و اما مشترك و اما حقيقة و اما مجاز و . . . و تعريف ظهور آن است كه كلام طورى باشد كه كاشف از مراد متكلم باشد ظنا و دلالت بر مراد او داشته باشد در مقابل نص كه كاشف قطعى است و در مقابل مجمل كه اصولا كاشفيت ندارد و دلالت بر مراد نمىكند و از طرف ديگر ، ظن و گمان يكى از خصوصيات و حالات روانى سامع است و قائم به اوست در قبال علم ، شك و وهم ، نه قائم به لفظ آنگاه چگونه ممكن است كه اين ظن فعلى قائم به نفس مخاطب بتواند مقوم آن ظهور ظاهر باشد ؟ ! كلام يا فى حد نفسه ظهور دارد و يا ندارد نه اينكه اگر ظن فعلى آورد پس ظهور دارد و الا فلا ، بلكه اگر ظاهر بود مفيد ظن فعلى هم خواهد بود . آرى ، حد اكثر مىتوان گفت كه اين ظاهر مستلزم آن ظن فعلى است